آثارطبیعی درس هایی برای خداشناسی

جهان پیرامونت را نگاه کن ... زمانْ بی وقفه می گذرد و روزها و شب ها آرام در پی هم می آیند و می روند. خورشید و ماه و زمین نرم نرمک می گردند و باران قطره قطره از ابر می چکد. دانه زمین را می شکافد و سبزه آرام سر بر می آورد. دریا موج می زند و باد می وزد. کوه استوار و پرصلابت می ایستد و رود نرم و آرام جاری می شود و همه دست در دست هم می گردند و می گذرند.

لطفاً جهت مشاهده مطلب به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

 


آثار طبیعی، درسی برای خدا شناسی 

 جهان پیرامونت را نگاه کن ... زمانْ بی وقفه می گذرد و روزها و شب ها آرام در پی هم می آیند و می روند. خورشید و ماه و زمین نرم نرمک می گردند و باران قطره قطره از ابر می چکد. دانه زمین را می شکافد و سبزه آرام سر بر می آورد. دریا موج می زند و باد می وزد. کوه استوار و پرصلابت می ایستد و رود نرم و آرام جاری می شود و همه دست در دست هم می گردند و می گذرند. ________________________________________

نه سکونی، سبب توقف این نظم زیبا و بی نظیر می شود و نه شتابی بر هَمَش می زند. نه خورشید و ماه از هم پیشی می گیرند و نه شب و روز به شتابی از هم سبقت می جویند. نه باران از باریدن سر باز می زند و نه سبزه از روییدن باز می ماند؛ همه با هم چونان فرمانبردارانی هستند که شیفته دل، چشم به فرمانِ فرماندهی دوخته اند و دل به لطف او از دست داده اند. در طبیعت تحقیق کن! مسئله دعوت قرآن به تحقیق و مطالعه در طبیعت و وسیله بودن طبیعت برای شناختن خدا و ماوراء طبیعت و توجه دادن فکر بشر به طبیعت و پدیده های خلقت به عنوان آیات معرفت الهی، یکی از اصول اساسی تعلیمات قرآن است و در اینکه قرآن اصرار و ابرام فوق العاده دارد که مردم، زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان را کاوش کنند و مورد جستجوی علمی قرار دهند، جای سخن نیست. از نظر قرآن، طبیعت در مقابل آدمی عکس العمل نشان می دهد: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ؛ و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می‏ آوردند و تقوا پیشه می‏ کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می ‏گشودیم؛ ولی (آن ها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم».1 در قرآن کریم آیات بسیاری در رابطه با خداشناسی از طریق علم وجود دارد. خداوند مکرراً به اجزای طبیعت اشاره می کند و هر کدام را آیه و نشانه ای از وجود لایزال خود می داند. از بزرگ ترین جزء کائنات تا ریزترین ذره، همه و همه را دلایل قابل توجهی می داند برای کسانی که در آیات الهی تعقل و تفکر می کنند و با عباراتی امری و پرسشی انسان را مورد خطاب قرار می دهد و از او می خواهد که در آفاق و انفس تعمق و تفکر کند و همواره کسانی را که نسبت به آیات و نشانه های او بی توجهند، شماتت می کند و می فرماید: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ؛ و چه بسیار نشانه ‏ای (از خدا) در آسمان ها و زمین که آنها از کنارش می‏ گذرند و از آن روی گردانند».2 «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ ؛ و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می‏ آوردند و تقوا پیشه می‏ کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می ‏گشودیم؛ ولی (آن ها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم» در کلامی دیگر می فرماید: « قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِدادًا لِکَلِماتِ رَبّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ رَبّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَدًا ؛ بگو: اگر دریاها برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود، دریاها پایان می ‏گیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد؛ هر چند همانند آن (دریاها) را کمک آن قرار دهیم».3 از طرفی نیز همواره به سیر و سفر در زمین برای دیدن آثار وجود پروردگار سفارش می کند: «أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَی اْلأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ؛ آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دل هایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوش های شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشم های ظاهر نابینا نمی ‏شود، بلکه دل هایی که در سینه ‏هاست کور می ‏شود».4 آثار طبیعی، درسی برای خدا شناسی نشانه های موجود در طبیعت، آشکارا هر صاحب خردی را به سوی پروردگار رهنمون می سازد. قرآن کریم نیز در موارد گوناگون، همین آثار طبیعی را برای بی غرضان، درس کامل توحید می داند: «إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْکِ الَّتی تَجْری فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فیها مِنْ کُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ َلآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ؛ در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز، و کشتی هایی که در دریا به سود مردم در حرکتند و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده و با آن، زمین را پس از مرگ، زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه ‏هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می ‏اندیشند.»5 طبیعت آن قدر پرمحتواست که حتی بسیاری از دلیل های عقلی اثبات وجود خدا، در جهان طبیعت ریشه دارد. در حقیقت، اصل عظمت هستی و معجزه خداوند، آفرینش طبیعت است؛ هر چند که ما در این جهان صنعتی، آن قدر به پدیده های طبیعی عادت کرده ایم که فقط کشف های صنعتی خود را شگفت می پنداریم. از این رو، به این دلیل که طبیعت، همواره بدون هیچ چشم داشتی در خدمتمان بوده است، هیچ گاه بزرگی و شگفتی آن را درک نکرده ایم. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذلِکُمُ اللّهُ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ؛ خداوند، شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده خارج می ‏سازد و مرده را از زنده بیرون می‏ آورد؛ این است خدای شما! پس چگونه از حقّ منحرف می ‏شوید؟!» رستاخیز، آشکارترین درس طبیعت آشکارترین درس طبیعت، نمایش تابلو کوچکی از رستاخیز الهی است. تجربه های فراوانی از قیامت در دل طبیعت، جایی برای شک کردن در روز معاد باقی نمی گذارد. طبیعت مرده فصل زمستان که گویی بویی از حیات نبرده، با نسیمی بهاری، چنان با طراوت می شود که گویا هیچ زمستانی به خود ندیده است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ اللّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذلِکُمُ اللّهُ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ ؛ خداوند، شکافنده دانه و هسته است؛ زنده را از مرده خارج می ‏سازد و مرده را از زنده بیرون می‏ آورد؛ این است خدای شما! پس چگونه از حقّ منحرف می ‏شوید؟!»6 این نظم بی همتا، این همگونی بی نهایت و این همرازی آسمان و زمین و کوه و دریا و همه ذرات وجود، به یقین تصادفی نیست؛ بلکه تصویری است از حکمتی بی پایان، دانشی بی انتها، قدرتی بی نظیر و لطفی بی نهایت که در آینه خلقت افتاده است. این همه، آینه ای از دلربایی یاری است که من و تو را به سوی خود می خواند و حضورش را به ما می باوراند. بیا در این آینه به چشم دل بنگریم.

پی نوشت ها :

 1. اعراف:96

 2. یوسف: 105

3. کهف: 109

 4. حج: 46

 5. بقره: 165

 6. انعام: 95



تاريخ : ۱۳٩۳/٩/۱٦ | ٦:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ابوبکرعبداله نژاد | نظرات ()